تبليغاتX
مصطفی در انتظار یار
به نام خدایی که زیباست و زیبایی ها را دوست دارد
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:3  توسط مصطفی  | 

من دیگه خسته شدم  بس که چشام بارونیه

پس دلم تا کی          فضای غصه رو مهمونیه

من دیگه بسه برام     تحمل این همه    غم

بسه جنگ بی ثمر     برای هر زیاد و     کم

وقتی فایده ای نداره   غصه خوردن واسه چی

واسه عشقهای تو خالیساده مردن واسه چی

نمی خوام چوب هراجی روبه قلبم    بزنم

نمی خوام گناه بی عشقیبیفته    گردنم

نمی خوام در به دره  پیچ و خم این جاده شم

واسه یه اتیشه همه  یه هیزمه اماده شم

یا یه موجود کباب      خالی پر افاده   شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط

بد و خوبش به شما  ما که رسیدیم  ته     خط

قربونت برم  خدا    چه قدر غریبی رو زمین

اره دنیا ما نخواستیم  دل و با خودت نگیر

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 12:24  توسط مصطفی  | 

سلام به عمو عباس وعمو اکبرمشهید علی عباس در مرداد ۱۳۴۵ در خرم اباد به دنیا امد تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ی سعدی به پایان برد و این درست زمانی بود که شهید محراب ایت الله مدنی به خرم اباد تبعید شده بود اومرادش را یافته بود و همیشه در منزل ان شهید حضور می یافت و در  جلسات وی شرکت می کرد ومکبر نماز ان حضرت و دست پرورده و شاگرد ان شهید بزرگوار بود. او مقطع راهنمایی را در حالی به پایان بردکه انقلاب به پیروزی رسیده  ودر دوران دبیرستان با توجه به اینکه مسول انجمن اسلامی دبیرستان امام بود در اسلامی کردن جو دبیرستان تاثیر فراوانی داشت. وی علاوه بر مسولیت انجمن اسلامی دبیرستان و مسولیت اموزش عقیدتی بسیج سپاه خرم اباد به ورزش هم علاقه وافری داشت و در یک مسابقه سراسری توانسته بود مقام نایب قهرمانی دو ومیدانی کشور را به دست اوردهنوز در سال سوم دبیرستان درس می خواند که تکلیف ودین او را به جبهه های نبرد کشانید و در اولین ماموریت در تاریخ۳۰ بهمن۶۱ در خرمشهر مجروح گردید وبا اغاز عملیات خیبر مجددا به خط مقدم رفت و برای بار دوم در طلائیه مجروح گردید که مجروح بودن ایشان را هم دانشگاهیایش تا بعد از شهادتش نمی دانستند و این نشانه ی اوج اخلاص وی بود وبا توجه به اینکه در هر ۲ بارمجروحیت از ناحیه پا مورد اصابت ترکش قرار گرفت نتوانست ورزش قهرمانی را ادامه دهد

 

با اعلام کنکور سراسری دانشگاه علوم اسلامی رضوی برای کسب معارف اسلامی ثبت نام کرد وبا قبول شدن در دانشگاه  دوره تازه ای در زندگی او اغاز گردید همزمان با تحصیل در دانشگاه در حوزه علمیه نواب مشهد مقدس نیز طلب علم می نمود .با ایمان اسلامی ویقین روشنی که بر دل داشت نتوانست طاقت بیاورد و دو باره به سوی جبهه های حق علیه باطل  روی اورد و در طول مدتی که در جبهه بسر  برد از خود مدیریت و قدرت وشجاهتهای فراوانی نشان داد واین باعث شد که مسولیتهای خطیری را در دفاع مقدس تقبل کند که برخی از انها اشاره میشود : معاونت اطلاعات عملیات قرارگاه نجف محور۲ فرمانده گروهان شناسایی لشگرولیعصر(عج) عضو واحداطلاعات نظامی قرارگاه سلمان  عضو واحد اطلاعات سپاه لرستان و ........  وی در عملیات والفجرهشت  در حالی که به گفته ی دوستانش ۴۰ روز در استقبال از شهادت روزه بود به عنوان غواص خط شکن شرکت کرد و در حالی که در سیاهی شب از موجهای عظیم رودخانه وحشی اروند که در اثر جزرومد در شب به وجود می ایدگذشت توانست همراه با دیگر همرزمان خود خط مستحکم دشمن را ساحل فاو را بشکند وراه را برای عبور نیروهای پیاده هموار سازد وی در غروب۲۳بهمن۶۴در فاو هنگام وضو از ناحیه گلو مورد اصابت ترکش بمب شیمیای قرار گرفت ودر حال گفتن یا زهرا به شهادت رسید

نکته بسیار جالب وقابله توجه اینکه پیکر مطهر ایشان به جای اینکه به زادگاهش خرم اباد انتقال یابد به مشهد مقدس فرستاده شد و این نشانه ی اوج اخلاص و ارادت وی به امام رضا(ع) وهمچنین لطف وعنایت حضرت به ایشان بود به طوری که بعد از رسیدن جنازه به مشهد مقدس پیکر او را در حرم مطهر به طواف بردند وسپس دردانشگاه به عنوان اولین شهید دانشگاه به گرد او حلقه زدند پیکر مطهر وی فضای دانشگاه را معنوی نمود. که در این  رابطه یکی از دانشجویان بیان کرده است (او باز امد وما با او نماز گزاردیم او امام جماعت شده بود او خوابیده نماز می خواند وبار دگر در بالای سر حضرت رضا(ع) از ولی نعمتش تشکر کرد).در یکی از نشریات دانشجویان مسلمان خارج از کشور مقاله ای در رابطه با وی به چاپ رسید که در ان این جمله ذکر شده بود =( او گفت من به درس۲ دانشگاه عمل می کنم دانشگاه علم و دانشگاه کربلا اما من همه چیز را به خاطر دانشگاه کربلا ترک می کنم تا به بلندترین نقطه ی علم و دانش نائل شوم)و یکی از اساتید دانشگاه نیز مقاله ای در وصف او نوشته است که به شرح زیر است( اینکه جای تو در کلاس دانشگاه خالی است ولی تو در کلاس فشرده تاریخی وخون سرخت معیار زندگی است.توبدانجا سفر کردی که نور عشق وحقیقت چشم را خیره می کند تو به وصال رسیدی وما توان دیدن خورشید را نداریم)..............
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 14:36  توسط مصطفی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 14:19  توسط مصطفی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 13:46  توسط مصطفی  | 

اگه می خوای بهترین وبلاگمو با کلی عشق ببینید کلیک کنید
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 13:44  توسط مصطفی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 18:54  توسط مصطفی  | 

سلام من مصطفی متولد ۱۳۶۶ در خرم اباد هر کی می خواد با من دوست بشه به ای دی وایمیلم سری بزنه
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 14:6  توسط مصطفی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 13:14  توسط مصطفی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 21:49  توسط مصطفی  | 

صرفه نظر از مقام های بسیار دوران دبستان وراهنمایی ولی نمی توانم نگویم

دوران دبستان نقاشی وطراحی من حرف نداشت

و همیشه در استا ن یا اول بودم یا دوم در دوران راهنمایی هم همینطور

 تا این که در در دوران دبیرستان

 مقام اول فیزیک  در استان وطرح پیشنهادی من نیز در جشنواره

 خوارزمی اول شد

ومن در جشنواره نیز مقام اول را کسب کردم وبه مسابقات کشوری راه پیدا کردم تا این که درسال ۸۳ نخبه ی استان شدم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 21:14  توسط مصطفی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 21:0  توسط مصطفی  |